خویشتن خویش را کی زمان آشتی فرا می رسد؟
کجا نیمه ی پنهان وجودم را که با آن زاده شدم ملاقات می کنم؟
چه وقت با تنهایی که از آن فرار می کنم آشتی خواهم کرد؟
کجا ؟چه وقت؟
چقدر این مسیر را دور وطولانی می بینم
و خود را خسته و تنها
فرصت کم وراه طولانی.
دل فهیمه گرفته است از دوری خود.
خسته ام از اینهمه از دل خود گذشتن و فهیمه را ندیدن
از کنار گذاشتن خودم خسته ام...