دلم گریه می خواهد...
ماه کامل است،
من تنها ...
میدانم که چشمانت زیر نور ماه خواهد درخشید ...
من از تکرار واژه ی دلتنگی خسته ام ...
من از حروف فاصله بیزارم ...
من از باد که بوی گیسوانت رانمی آورد دلخورم،
من از هر واژه که نام تو بر آن نباشد گریزانم ...
بیا که،
بغض کودکانه ام آغوش تو را کم دارد ...
تقصیر تو نیست ....مقصر معلم دستور زبان فارسی بود، که به من نگفت من با هر تویی ما نمیشود. . .
سلام
شعر زیبایی بود
با خواندن اشعار و کتب شعر سایر شعرای معاصر و نقد آنها می توانید موفق تر شوید و شعر شما پربارتر.
موفق باشید
خیلی زیبا

در مورد خاطره ای که پسوورد داره توضیح میدی قضیه چیه؟ فقط برای خودت نوشتی؟