X
تبلیغات
رایتل
آرامش خیال

مپرس حال مرا روزگار یارم نیست .. جهنمی شده ام هیچ کس کنارم نیست .. نهال بودم و در حسرت بهار ولی درخت می شوم و شوق برگ و بالم نی

رسیده ام به آن جا که دوست دارم گم شوم ، در خودم ، در شهرم ، در دنیا و در تو....

رسیده ام به انتها ...

به ته همه ی چیزهایی که فکر می کردم روزی طعم خوشبختی می دهد...

رسیده ام به آن جایی که هیچ چیز برایم رنگ و بویی ندارد ،

رسیده ام به آخر 
حالا دیگر کلمات هم در تنهایی هایم همراهی ام نمی کنند .

میان واژه ها سرگردان شده ام .

اکنون سکوتم ،طعمِ شعر می دهد....

اشک هایم ،طعمِ تنهایی.....

و دست های ساکت و صبورم روزهای برفی و سرد زمستان را زندگی می کند.

من در کدام واژه گم شده ام ؟

در پیچ کدام خاطره تورا گم کرده ام؟

نام تو را در کدامین زمزمه ی تنهایی از یاد برده ام؟

من کجا خودم را جا گذاشته ام؟ در کدام نگاهت؟ در کدام لبخندت؟

من در کجا شکستم ؟ در کدام گریه ؟ در کدام اشک؟ در کدام سکوتِ تلخ خانه؟

در کدام رفتن؟ من در کدامین لحظه سکوت کردم؟

در کدامین سال ؟ کدامین روزدر اعماق تنهایی و انزوای خود سقوط کردم؟

من در کدامین بهار زندگی را با زمستان پیوند زدم؟

وقتی برای طلوع دوباره هست؟

آسمان ابری است .خیال باریدن دارد و نمی بارد ،

همچون دل من ...

نوشته شده در دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1395ساعت 04:22 ب.ظ توسط لیلی نظرات (0)|


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com

LinkDump
Archives
Categories
Links
Special
Design
Others
کد موزیک می خوای؟